Monday, July 23, 2007

خشکسال ادب


خشکسال ادب


دگر از جان من ای سیمین بر چه می خواهی ؟/ربوده ای دل زارم دگر چه می خواهی ؟

مریز دانه که ما خود اسیر دام تو ایم/ ز صید طایر بی بال و پر چه می خواهی ؟

اثر ز ناله خونین دلان گریزان است/ ز ناله ای دل خونین اثر چه می خواهی ؟

به گریه بر سر راهش فتاده بودم دوش/ بخنده گفت ازین رهگذر چه می خواهی ؟

نهاده ام سر تسلیم زیر شمشیرت /بیار بر سرم ای عشق هر چه میخواهی

کنون که بی هنرانند کعبه دل خلق /چو کعبه حرمت اهل هنر چه می خواهی ؟

به غیر آن که بیفتد ز چشم ها چون اشک/ به جلوه گاه خزف از گوهر چه می خواهی ؟

رهی چه می طلبی نظم آبدار از من ؟/به خشکسال ادب شعر تر چه می خواهی ؟

No comments: